دلخوشی ها
دلخوشی های من
درباره وبلاگ

روزگاری مست از بوی بیقرار امامزاده های زلال دلخوشی ها مان را هاشور میزدیم امامزاده هایی که بوی همه ی چیز هایی را که نداشتیم میدادند بوی همهی رفتن ها و نرسیدنها
بوی نجیب خودش را امامزا ده ای دور افتاده در پس کوهی خسته از سال ها ی میلادی و قمری خسته از چشمهای قهوه ای قجری از تقدیر،آدم،پرنده های مرده ، از دانشکده و درس ، بی خیال واحدهای افتاده و نیفتاده پر میزدیم سمت همین قبله پر کبوتر ...........................
همین کرامت شریفی که استوای جهان است پرنده میشدیم،لابلای گلدسته ها و مقرنسها ،در گوشه ای ، کنجی به آرامش میرسیدیم. یادش به خیر .کلاس های دانشگاه را جیم میشدیم تا افطار مهمان صحن خالی امام رضا باشیم
............................ و یک مشت خاطره از روزگاری نه چندان دور . تنها بهانه ای که این روزها به زندگی گره ام میزند همین قبله ی نجیب همسایه است شاید وبلاگ نویسی بها نه ای باشد برای نوشتن دغدغه های امروزه ام
بوی نجیب خودش را امامزا ده ای دور افتاده در پس کوهی خسته از سال ها ی میلادی و قمری خسته از چشمهای قهوه ای قجری از تقدیر،آدم،پرنده های مرده ، از دانشکده و درس ، بی خیال واحدهای افتاده و نیفتاده پر میزدیم سمت همین قبله پر کبوتر ...........................
همین کرامت شریفی که استوای جهان است پرنده میشدیم،لابلای گلدسته ها و مقرنسها ،در گوشه ای ، کنجی به آرامش میرسیدیم. یادش به خیر .کلاس های دانشگاه را جیم میشدیم تا افطار مهمان صحن خالی امام رضا باشیم
............................ و یک مشت خاطره از روزگاری نه چندان دور . تنها بهانه ای که این روزها به زندگی گره ام میزند همین قبله ی نجیب همسایه است شاید وبلاگ نویسی بها نه ای باشد برای نوشتن دغدغه های امروزه ام
منوی اصلی
![]()
Powered By
BLOGFA.COM