نه گرمای بیدریغ تابستون و نه روز های برفی بهمن که به یادم می آره چند ساله می شم و نه هیچ اتفاق بارونی ونه هیچ طوفانی منو از رو نبرد که دست به قلم بشم و چیزی بنویسم . از این کسالت و بی هیچی به ستوه اومدم هر لحظه دور و برم داره چیزی اتفاق می افته . حادثه ای به وسعت عشق ، که لبریزت می کنه وآروم زمزمه می کنی : خوشبختی چقدر ، چقدر ساده است و چقدر دست یافتنی. هر لحظه چیزی تو رو به جها ن وصل می کنه چیزی شبیه نفس کشیدن کسی و اینکه شب که بشه خوشحالی که امروز رو هم لبخند زده و آفتاب رو دیده و زندگی رو با قدرت تمام از آوند های بودنش بالا کشیده و این یعنی "حادثه " ای که زنده بودن رو معنا دار می کنه. هر لحظه جریان عظیم کائنات تورو با خودش به جاهایی می بره که مجبور می شی حس یک مورچه رو داشته باشی در برابر عظمت یه کوه و به نیروی برتری در جهان دل ببندی و لبخند بزنی و اینقدر از اینکه به این توده بی شکل عجیب پا گذاشتی که مثلا یعنی چی ، غر نزنی و شکایت نکنی یک بار هم فکر کنی حتما دلیلی هست ، حتما چیزی اتفاق می افته ، حتما حادثه ای هست که تو نمی دونی و نباید که بدونی پس با آفرینش کنار بیا و اینقدر نفرین نفرست به این روز ها و شب هایی که دارن تلاش می کنن با تو کنار بیان و گاهی ، گاهی با دست پر می آن ................تحویل بگیر. .خسته نشدی از این همه تکرار
.می خوام " طرحی نو در اندازم " و فلک را هم سقف بشکافم " چطوره ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت 8:33 توسط لیلا طالقانی
|
درباره
روزگاری مست از بوی بیقرار امامزاده های زلال دلخوشی ها مان را هاشور میزدیم امامزاده هایی که بوی همه ی چیز هایی را که نداشتیم میدادند بوی همهی رفتن ها و نرسیدنها
بوی نجیب خودش را امامزا ده ای دور افتاده در پس کوهی خسته از سال ها ی میلادی و قمری خسته از چشمهای قهوه ای قجری از تقدیر،آدم،پرنده های مرده ، از دانشکده و درس ، بی خیال واحدهای افتاده و نیفتاده پر میزدیم سمت همین قبله پر کبوتر ...........................
همین کرامت شریفی که استوای جهان است پرنده میشدیم،لابلای گلدسته ها و مقرنسها ،در گوشه ای ، کنجی به آرامش میرسیدیم. یادش به خیر .کلاس های دانشگاه را جیم میشدیم تا افطار مهمان صحن خالی امام رضا باشیم
............................ و یک مشت خاطره از روزگاری نه چندان دور . تنها بهانه ای که این روزها به زندگی گره ام میزند همین قبله ی نجیب همسایه است شاید وبلاگ نویسی بها نه ای باشد برای نوشتن دغدغه های امروزه ام